خرید بک لینک

در این گزارش به بررسی کامل «اندرزهای جاودان» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

 

ای که شتابان میروی یکدم بمان آرام شو
آرام و رام و بیصدا با قصّه ام همگام شو

اینک تو را مهمان افکاری گوارا میکنم
با خویِ تند و شیطنتهایت مدارا میکنم

فرزند خوبم بشنو از من داستان زندگی
از رحمتِ پروردگار و اینهمه بخشندگی

من نیز چون توروزگاری خردوجاهل بوده ام
رنج فراوان دیده ام که اینچنین آسوده ام

اشعارِ نابِ زندگی را بی کم و بیش از بَرَم
گر گوش بسپاری تورا تا اوج اعلا میبرم

خاکِ رَه و گَردِ زمان اندرزهایِ جاودان
آهسته ای آرام جان،اندر برم یکدم بِمان

اوجِ بهاران دیده ام از صیف خرمن چیده ام
زردی و ریزان و خزانِ عمرِ شیرین دیده ام

با من بِمان شیرینِ جان تاپند بارانَت کنم
اینَک به مهمانخانه ای مشهور مهمانت کنم

من روزهایِ تلخ و شیرینِ فراوان دیده ام
هم کرکسِ عفریت و هم کبکِ خرامان دیده ام

همراهِ کفتاران مرو همسفرهء کرکس مشو
با مهتران همراه باش و همدمِ هرکس مشو

گرگی کمین اینسو و آنسو مادری چشمش به در
با هر قدم هشیار باش و مقصدِ آخر نگر

با مرغ بحری اوج گیر و فارغ از صیّاد شو
شاهینِ صیّادت منم خورشید شو فریاد شو

من میروم اما تو میمانی و میدانی که من
روزی به پایان میرسم جسمم شود خاکِ چمن

امّا توهم مانند من روزی نشینی بر چمن
فرزندِ خٌردی در بَر و اندرز باران از دهَن

نیمی ز من آموختی نیمی دگر از زندگی
از نا سپاسی بر حذر برگیر راهِ بندگی

احوالِ نیکویِ جلال و سرخوشیِ بی مثال
از دولتِ فرزند نیک و لقمه ای نانِ حلال
یکم آبانماه۹۴جلال پورسلیمانی

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:03

صفحه بندی