خلقت از روزِ اَزل آمد از اسرار پدید
از همان دم که خدا صحنهء دوّار کشید
آبرنگ و قلم و قابِ فلک دستِ ازل
نقشِ زیبایِ زمین،چهرهء خورشیدِ سپید
گردشی گِردِ زمین،چرخشی آهسته چنین
چرخشِ فصل شد و روزِ دگر،شامِ جدید
تابش و بارش و آرایشِ زیبای زمین
ذرّه ذرّه به تنِ مردهء گِل عمر دمید
همه ذرّاتِ فلک ذرّه ای از زینتِ او
ذرّه از لطفِ ازل،زندگی از ذرّه پدید
عاقبت پرده نگر،عالم و مخلوق به وجد
نوری از غیب نهان (آدمی) از راه رسید
آدمی هر قدمی قفلِ دری بسته گشود
راز دانست ولی حکمتِ اسرار ندید
جلال پورسلیمانی.دیماه۱۳۹۵
برچسب:
نویسنده: پارسا قربانی
تاريخ: جمعه
19 خرداد
1396 ساعت: 7:32