غنچه ای از شوق شفق صبحدمی باز شدم
رمز شدم راز شدم بی خبر آغاز شدم
از قفس آزاد شدم همسفر باد شدم
رعد شدم راد شدم غرّش و فریاد شدم
هم نی و هم نای شدم هم سر و هم پای شدم
رود روان آخر جان همدم دریای شدم
در تب و در تاب شدم درصف محراب شدم
اشرف مخلوق شدم معجزه ای ناب شدم
راه کجا چاه کجا رفتم و آگاه شدم
راهبر راه شدم شافع درگاه شدم
دیر شد و پیر شدم شهره به تدبیر شدم
نور شدم دور شدم رفتم و اکسیر شدم
جلال پورسلیمانی۱۱دی۹۵
برچسب:
نویسنده: پارسا قربانی